امروزبه مناسبت ماه مبارک رمضان شعری زیبا از حضرت مولانا که رحمت خدا را برایش خواستاریم تقدیم شما عزیزان میکنم./
بسم الله الرحمن الرحیم
این دهان بستی دهانی باز شد
تاخورنده ازلقمه های راز شد
لب فروبندازطعام و از شراب
سوی خوان اسمانی کن شتاب
گرتواین انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان بازکن
بعد ازانش باملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی درصیام
چند شبهاخواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
گفت انچه یافت می نشود انم ارزوست
باسلام امیدوارم احوالات خوبی داشته باشین
باز یک روز دیگه ازروز های خدا اومد ومن درخدمت شماهستم./
خوب احوال پرسی که تموم شد./بریم تو اصل
........گفت انچه یافت ....... چی جانم؟؟ انرا ارزو دارم ان چیزی را که همه نداشته
خداوندا یک کاری کن که ما همه دنبال هم نباشیم واقعا بهتر نیست !!!!
به برکت نان سوگند که اگراین قدرت را بیابی که خودت را نگاه بیاندازی
جهان همه خوب خواهد شد.
بیائید خودرا پیداکنیم
ای ادمها که نشته اید بر ساحل یک نفردارد دردریا می سپارد جان!
ما رند و خراباتی و بیگانه و مستیم پوشیده چه گوئیم همینیم که هستیم اول بی پرده بگم که ههیچی به فکرم نمی رسه پس بهتر میبینم که ادامه مطلبی رو براتون داشته باشم که فکر میکنم جای بیشتری برای صحبت داشت
اره ما همینیم که هسیپتیم تا یکی تو هر زمینه ای گل میکنه همه دو دستی می جسبیمم به هش یا به قول معروف سوزنها مون بدجوری یکجا گیر میکنه! خیلی هم از این کار لذت میبریم وفکرمی کنیم که از این بهتر نبوده ونیست!
یعنی واقعا موسیقی ما با این همه سابقه وبا توجه به این نکته که موسیقی ایران زمین همواره یک موسیقی کاملا کمال گرایانه ودور از هر گونه سبکی بوده میتواند اینقدر محدود شود ...
یعنی فضای موسیقی ما ایقدر یکدست بوده و من خبر نداشتم ....
سازهای این سرزمین فقط همین ها هست ....حتما بایدیک نفر مثل کیوان ساکت بی یاد تا دوباره جوونای این سرزمین رنگ کمانچه را ببینند
و یعنی های بسیار دیگری که در حوصله شما نمی گنجد!
اینطوری نمیشه
من که از همیجا دارم شروع میکنم
نظر تو چییه!
حتما نظر بده ! تا به امید خدا از این نظرای شما استفاده کنیم وسوزنها رو از این گیرا در بیاریم .
دگر بارت چوبینم شاد بینم سرت سبزو دلت اباد بینم
این روز دوم کاری دوست دارم یک مطلب یا به قول.ی درد دلی باشما بکنم.بیائید سوزنمان یکجا گیر نکند .
گوشه های موسیقی انقدر گسترده بوده وهست که در یک شخص جمع نشود.
تنگ چشمان نظر به میوه کنند ........
با نام او اغاز کردم
ابروباد و مه و خورشیدو فلک در کرند تا تونانی به کف اری به غفلت نخوری
/به من ارامشی ده تا بتوانم به تو نزدیک شوم./ای محول الاحوال./
